فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
225
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
فرقهء سن دومينيك به نام پدر بارتلمى دو بولونى « 173 » ، تحت قيادت پاپژان بيست و دوم ، ساكنان اين دهكدهها را به پيروى از مذهب كاتوليك راهنمائى كرد . و چون كشيشى از فرقهء سن دومينيكن و چند كشيش اروپائى بنيادگذار اين كليساهاى كوچك بودهاند ، تاكنون سعى مردم بر اين بوده است كه همواره از سه چهار صومعهء كوچك كه ارشد روحانيان آنها بسبب وجود شهر ماكسيوان « 174 » در مجاورت دهكدهها اسقف ماكسيوان ناميده مىشود حراست و نگاهدارى كنند . اين خود بهترين نشانهء طبع كشيشان عاليمقام ماست كه اسير جاهطلبى نيستند . زيرا كشيشى كه ذكر او رفت زندگيى بسيار فقيرانه دارد و چه از جانب عثمانيها و چه از جانب ايرانيها عذابى دائم را تحمل مىكند . شهركهاى تبريز و جلفا و شهركى كه گبرهاى قديمى يزد و كرمان را در آن اسكان دادهاند بر روى هم ده هزار خانه دارند . اما باغها و تاكستانهائى كه آنها را احاطه كرده است فضائى وسيع را دربر مىگيرد بطورى كه جمعيت آنها بيش از آنچه واقعا هست به نظر مىآيد . گذشته بر اين ، خانههاى اين شهركها خيلى بزرگتر و زيباتر از خانههاى شهر قديمى اصفهان است . اين خانهها با خيابانهاى زيبائى به شهر مىپيوندند كه در عرف عام مردم چهار باغ ناميده مىشوند . زيرا هنگام نامگذارى بين شهركها و شهر قديم جز چهار خيابان وجود نداشته است . در دست راست دروازهاى كه سفير از آن وارد اصفهان شد ، قلعهاى نظامى يا نوعى دژ هست كه ساختمانش بسيار قديمى است و دو تن از آخرين شاهان ايران - شاه طهماسب و محمد خدابنده - جد و پدر شاه فعلى آن را تجديد بنا كرده استحكاماتش را تعمير و به صورت فعلى درآوردهاند . اين دژ كه چهارگوش است در دشتى واقع شده است و هر ديوار آن حداقل صد پا طول دارد . گرداگرد آن خندقى هست با آبى چنان اندك كه با پاى خشك مىتوان از آن گذشت . بيشتر اين خندق پر شده است . دژ در طرف صحرا هيچگونه
--> ( 173 ) Barthelemy de Bologne ( 174 ) Maxivan